|
انسان در قبال تاریخ تکالیفی بر عهده دارد و آن نیز درس گرفتن و عبرت پذیرفتن از آن است . انسان باید هر مرتبه با قرار گرفتن در مراحلی از زندگی موقعیت خویش را در وقایع و اتفاقات پیشرو بررسی کند تا بداند وضعیت و نحوه استقرار او در آن وقایع چگونه بوده و چه سرنوشتی بر او محتمل است .
در این نوشتار سعی داریم دو انتظار بزرگ - انتظار بعثت رسول خدا (ص) به عنوان آخرین پیامبر و انتظار ظهور امام عصر (عج) به عنوان آخرین امام و آخرین منجی - را مورد بررسی قرار دهیم ، تا شاید بر دل های بیدار و ضمیر های آگاه عبرتی گردد و تلنگری بر ادامه و تغییر در نوع رفتار و نگرش در زندگی ، بر اساس اصول و اخلاق اسلامی .
مقدمه
(( یَعرِفونَهُ کَما یَعرِفونَ اَبنائَهُم )) (1)
((-کسانی که به ایشان کتاب آسمانی داده ایم- همانگونه که پسران خود را می شناسند ، او - محمد (ص)- را می شناسند. ))
یکی از حساس ترین و مهمترین مقاطع تاریخ که در دل خود عبرتی عمیق و آموزنده برای جامعه منتظر کنونی دارا است ، مقطع بعثت پیامبر اکرم (ص) می باشد . روزگار و زمان قبل از بعثت پیامبر اکرم (ص) مشابهت بسیار زیادی به دوران قبل از ظهور حضرت مهدی (عج) و روزگاری که ما در آن حضور داریم ، دارد و از طرفی انتظاری که منتظران امام زمان (عج) می کشند ، شباهت بسیاری به انتظار اهل کتاب برای ظهور آخرین پیامبر دارد .
در جمیع کتب انبیای سابقین - از تورات ، زبور ، انجیل و ... - خبر خجسته ی بعثت پیامبر اکرم (ص) و مژده ی آمدن او داده شده بود ، بعضی نام مقدس او را تصریح کرده و بعضی اوصاف و علامات او را ذکر کرده ، به نحوی که در شناخت آن حضرت شبهه و تشکیک خاطری در اذهان باقی نماند .
(( اَلَّذی یَجِدُونَهُ مَکتوباً عِندَهُم فِی التَّوراةِ وَ الاِنجیلِ )) (2)
(( - پیامبری - که نام او را در نزد خود ، در تورات و انجیل نوشته می یابید ))
(( وَ مُبَشِّراً بِرسولٍ یَأتی مِن بَعدی اسمُهُ اَحمَدُ )) (3)
(( و به فرستاده ای که پس از من می آید و نام او ((احمد)) است بشارتگرم ))
انبیا پیشین نوید دادند که او می آید ، آخرین پیامبر می آید ، به همین صورت ائمه اطهار (ع) نیز ظهور آخرین امام را وعده داده اند .
شرایط انتظار در دوران قبل از بعثت رسول اکرم (ص) به صورت جدی و علمی از سوی اهل کتاب دنبال می شد . جانها ، روح ها و افکار در انتظار آخرین پیامبر الهی بود . نشانه های بسیاری در باب تولد ، بعثت و احوال آخرین پیامبر به اهل کتاب رسیده بود . از جمله این موارد می توان به نقل شیخ کلینی به سند معتبر از ابوبصیر که از سوی امام باقر (ع) روایت نموده است ، بسنده کرد :
(( چون پیغمبر اکرم (ص) متولد شد ، مردی از اهل کتاب نزد جمعی از قریش آمد که در آن جمع هشام بن مغیره ، عاص بن هشام ، ابو وجرة بن ابی عمرو بن امیه و عتبة بن ربیعه حاضر بودند . آن گاه پرسید : آیا شب گذشته در میان شما فرزندی متولد شد ؟
گفتند : نه
گفت : در فلسطین فرزندی به نام احمد به دنیا آمد که علامت و نشانه ای در بدن او است . اهل کتاب و یهود به دست او هلاک می شوند . به خدا سوگند ، ای جماعت قریش ، نصیب شما نشد ! پس آن جماعت متفرق شدند و درصدد تحقیق برآمدند و دانستند که از عبدالله بن عبدالمطلب فرزندی به دنیا آمده است . پس فرستادند و آن مرد را آوردند و به او گفتند که آن فرزند در میان ما متولد شده است .
پرسید : پیش از آن که به شما آن خبر دادم یا پس از آن ؟
گفتند : پیش از آن که با ما گفت و گو کنی .
گفت : پس بیایید آن فرزند را به من نشان دهید .
پس به نزد آمنه آمدند و گفتند : فرزند خود را بیاور تا ببینیم .
آمنه گفت : به خدا سوگند ! این فرزند چون دیگر فرزندان به دنیا نیامد ؛ دو دست خود را بر زمین گذارد و سر خود را بلند نمود و به آسمان نگاه کرد و چنان نوری از او آشکار شد که من قصر های شهر بصری را از خاک شام دیدم و آوازی شنیدم که می گفت : سید مردان را زائیدی ؛ نام او را محمد بگذار و بگو از شر حسود او را به خداوند یکتا می سپارم !
مرد یهودی به پیغمبر و آن خال که در میان دو شانه اش بود نگاه کرد . سپس با صورت بر زمین افتاد و غش کرد . قریش ، مولود را گرفتند و به مادر او آمنه سپردند و به وی تبریک گفتند .
چون آن مرد به هوش آمد ، به او گفتند : وای بر تو ! تو را چه شد ؟
گفت : مقام پیامبری تا روز قیامت از میان بنی اسرائیل بیرون رفت . و این همان کسی است که هلاک بنی اسرائیل به دست او است .
قریش خشنود شدند . او گفت : خوشنود شدید ؟ او چنان ضربتی بر شما آورد که در شرق و غرب از آن گفت و گو شود )) . (4)
اهل کتاب پیغمبر را می شناختند ؛ چنان که اولاد خود را می شناختند ، ولی نمی توانستند ببینند که سلطنت و نبوت از خانواده بنی اسرائیل بیرون رفته است .
بسیاری از نقل ها حاکی از آن است که یهودیان و اهل کتاب پیامبر را از هنگامه تولد می شناختند ، از آن جمله است مسافرت پیامبر اکرم (ص) به شام و و دیدار بحیرای راهب ( از علمای نصاری ) با رسول الله (ص) و سوال و پرسش های او از پیامبر و مشاهده مهر نبوت در پشت پیغمبر توسط او و تأکید بحیرای راهب بر ابوطالب بر آنکه پسر برادر خود را به شهر خود بازگردان ، زیرا یهودیان دشمن او هستند و اگر او را ببینند و بشناسند در مقام عداوت از هیچ امری کوتاهی نخواهند کرد . (5)
اما در این بین ما شاهد افرادی هستیم که به جستجوی دین حق و آخرین پیامبر ، مشقّات زیادی را بر جان خریده و با دیدن پیامبر اکرم (ص) و دیدن مشخصات و رفتارهای پیامبر اسلام (ص) ، اسلام آورده اند . در احوالات سلمان فارسی می خوانیم که در جستجوى دين حق و یافتن آخرین پیامبر از موطن خود هجرت كرد و رنجها و سختيهاى بسيار در اين راه تحمل كرد تا آنجا كه در اين راه به بردگى مبتلا گرديد ، تا اين كه خداوند او را به دين حق هدايت فرمود و بر او منت نهاد و به دین اسلام مشرف گردید .
مقایسه دو انتظار
اما نکته ای که در این گذر باید مورد توجه قرار گیرد این است که ، با مقایسه انتظار بعثت پیامبر اکرم (ص) به عنوان آخرین پیامبر و انتظار ظهور امام زمان (عج) به عنوان آخرین امام ، دریافتیم که ، اهل کتاب - یهودیان و مسیحیان - به خوبی رسول خدا (ص) را می شناختند ، این در حالی است که ما ، امام زمان خود را به خوبی نمی شناسیم .
(( یَعرِفونَهُ کَما یَعرِفونَ اَبنائَهُم )) (6)
((-کسانی که به ایشان کتاب آسمانی داده ایم- همانگونه که پسران خود را می شناسند ، او - محمد (ص)- را می شناسند. ))
امام زمان (عج) همه ساله در حج ابراهیمی حاضر می شوند ، در طواف خانه خدا شرکت می کنند ، اما ما ایشان را نمی شناسیم .
امام صادق (ع) فرمودند : مردم امام خویش را نیابند ( امامشان غایب از نظرها باشد ) پس امام هنگام حج در مراسم حج حضور یابد و ایشان را ببیند ، ولی آنان وی را نبینند . (7)
در حالی که در زمان کودکی حضرت محمد (ص) ، روحانیان و راهبان یهودی و مسیحی با دیدن حضرت ، او را می شناختن و خبر از بعثت آن حضرت می دادند .
عالمان و بزرگان اهل کتاب ، زمان ظهور و زمان بعثت را می دانستند ، اما امروز ما از زمان ظهور حجت خود خبر نداریم .
در قرآن کریم می خوانیم حضرت عیسی (ع) در زمان خود از ظهور پیامبری به نام احمد بشارت می دهد و آمادگی ذهنی را در مردم ایجاد می کند تا برای این اتفاق بزرگ آماده گردند - همین طور است در مورد حضرت موسی (ع) .
(( وَ مُبَشِّراً بِرسولٍ یَأتی مِن بَعدی اسمُهُ اَحمَدُ )) (8)
(( و به فرستاده ای که پس از من می آید و نام او ((احمد)) است بشارتگرم ))
امتحانات و ابتلائات در زمان ظهور
در ادامه مشاهده می کنیم مردمی که از لحاظ ذهنی و اعتقادی آماده ی ظهور پیامبر (ص) و بعثت آن حضرت بودند ، استقبال بسیار کمی از این اتفاق و واقعیت می کنند . همان کسانی که منتظر حضرت بودند ، این بار شمشیر های خود را بر روی حضرت کشیدند و در مقابل ایشان ایستادند . این در حالی بود که آنها بالاترین درجه انتظار را در پرونده خود داشتند ، چرا که هم موسی (ع) و هم عیسی (ع) در ذهن و جان قوم خود خوانده بودند که آخرین پیامبر خدا خواهد آمد . اما کار به جایی رسید که به جای آنکه حضرت را مورد استقبال قرار دهند و تسلیم او شوند و امر او را اجابت کنند ، در مقابل حضرت ایستادند و انکارش نمودند تا جایی که کار را به مباهله رساندند و با وجود پذیرش شکست ، اسلام نیاوردند و به پرداخت جزیه بسنده کردند .
روایات دهشتناک بسیاری از ائمه اطهار (ع) نقل شده که خبر از وقایع خطیری در آینده و در زمان ظهور امام زمان (عج) می دهد . از جمله این روایات می توان به موارد زیر اشاره کرد :
امام حسین (ع) فرمودند :
صاحب الامر شمشیرش را به مدت هشت ماه بر شانه خویش می گذارد ( و به نبردی پیوسته می پردازد ) . (9)
امام صادق (ع) فرمودند :
پس (مهدی) روی به گروه منحرفان نماید و سه روز آنان را موعظه و دعوت کند و چون آنان بر طغیان و کفرشان بیفزایند ، فرمان به کشتار آنان می دهد ، و همگی را می کشند . (10)
امام صادق عليهالسلام خطاب به منصور صيقل:
اي منصور! امر فرج اتفاق نخواهد افتاد مگر آنکه سخت مأيوس شويد. بلکه - قسم به خدا - که تا خوب و بد شما از يکديگر جدا شويد نه، بلکه به خدا قسم، تا اينکه همگي شما امتحان شويد، نه بلکه به خدا قسم تا آنگاه، که شقي شود آنکه شقي است و سعيد گردد آنکه سعيد است. (11)
و بسیاری از احادیث دیگر که ما را به اصلاح و بازگشت و چنگ زدن به دین حق فرا می خواند . اما با وجود این ، بسیاری از افراد در زمان ظهور حضرت در مقابل ایشان خواهند ایستاد و او را انکار خواهند نمود و به اردوگاه ملعونین خواهند پیوست .
یادمان نرود که بسیاری از مسلمانان در امتحانات زمان خود با شکست روبرو شده و رو سیاه شده اند . از این موارد می توان در مواردی چون یاری ننمودن امام علی (ع) در رسیدن به حق خود و خلافت ، جنگ های تحمیلی جمل ، خوارج و صفین به حضرت علی (ع) ، تنها گذاشتن امام حسن (ع) ، عدم کمک و یاری امام حسین (ع) و وقایع روز عاشورا و بسیاری از این موارد ، نشان از آن دارد که ریزش های بسیاری در آینه و در زمان ظهور بوقوع خواهد پیوست .
چه کنیم که ما نیز رو سیاه الی الابد نشویم و اشتباهات دیگران را مرتکب نشویم ؟
زمانی که به دوران ظهور برسیم ، زمان امتحان فرا خواهد رسید ، در آن زمان به ندبه خوان ها نمره نخواهند داد (12) ، به کسانی که ادعا - ادعای دروغین - در حمایت از ولایت دارند ، نمره نخواهند داد ، نمره و پذیرش تنها به واسطه ی ایمان آوردن و تغییر در نوع زندگی و ثبات قدم در راه ولایت ، آن هم به موقع و بدون از دست دادن زمان خواهد بود .
اکنون باید شروع کرد ، فردا دیر است و شاید فایده ای در بر نداشته باشد .
قلب ، قلب ، قلب
قلب اگر تغییر پیدا نکند و آمادگی تغییر را نداشته باشد ، در تمام امتحانات مردود خواهد گشت .
قلب ها را باید آماده کرد . کسانی که در مقابل حضرت محمد (ص) ایستادند - اهل کتاب - با آنکه منتظر بودند ، عالم بودند ولی قلب سالمی نداشتند . کسانی که در کربلا در مقابل حضرت سیدالشهدا (ع) قرار گرفتند و در امتحان الهی رد شدند ، کسانی بودند که قلب سالم نداشتند .
اگر انسان قلب پاک و آماده ای داشته باشد در هر امتحانی که قرار گیرد پیروز خواهد شد . سلمان فارسی در زمان پیامبر اکرم (ص) و حر بن یزید ریاحی در صحرای کربلا در زمان امام حسین (ع) ، نمونه های بارز قلب های پاک بوده اند .
قلب پاک و سالم در راستای تحصیل اخلاق و دور ریختن هر گونه رذالت اخلاقی محیا خواهد گشت . قلب پاک در صورتی آماده و محیا خواهد گشت که بصیرت و ولایت پذیری در آن حکم فرما باشد و این مورد تنها با تحصیل معرفت و آگاهی نسبت به دین ، قرآن کریم ، امام زمان (عج) و انجام وظایف و تکالیف در دوران غیبت امکان پذیر می باشد .
امیدوارم همگی ما از یاران واقعی حضرت در همه حال بوده و باشیم .
پی نوشت :
1- سوره بقره ، آیه 146
2- سوره اعراف ، آیه 157
3- سوره صف ، آیه 6
4- کافی ، ج 8 ، ص 300، 301
5- برای مطالعه بیشتر رجوع شود به کتاب کمال الدین ، ج 1 ، ص 183 ، ب14 ، ح35
6- سوره بقره ، آیه 146
7- وسائل الشیعه ، ج 8 ، ص 96 ، روایت 9
8- سوره صف ، آیه 6
9- کمال الدین ، ص 318 ، روایت 5
10- نوائب الدهور ، ج 3 ، ص 142
11- بحارلانوار ، ج 52 ، ص 111 ، ح 20
12- البته دعا در زمان پیش از ظهور مورد تأکید است و بر آن توصیه شده است .
امام زمان (عج) فرمودند : براى تعجيل ظهور من - در هر موقعيّت مناسبى - بسيار دعا كنيد كه در آن فرج و حلّ مشكلات شما خواهد بود.
بحارالانوار ، ج 53 ، ص 181 ، س 23 ، ضمن ح 10
|