|
آیا زمان بازگشت برخی از مسئولین به خود ، فرا نرسیده است ؟
این نوشته اشاره دارد به بخشی از تاریخ و عبرتهایی از آن برای همه مردم به خصوص بزرگان و صاحب منصبان امروز.
امیرالمومنین امام علی علیه السلام: عبرتهایی از آثار گذشتگان پیش از شما برایتان به جای گذارده شده تا شما به وسیله آنها عبرت گیرید . (1)
سیر در تاریخ آدمی را با حقایقی مواجه می سازد که شاید در زندگی آتی برخوردی مناسب تر با حقیقت آن وقایع داشته باشند... .
در گذشته و نیز امروز شاهد حضور افرادی در سطح و گاهی در پست های بالایی جامعه بوده ایم که متأسفانه اخلاق و بندگی نسبت به خدای خود را از یاد برده اند، از یاد برده اند که آنها نیز از بندگان خدا هستند . آری امروز شاهد مرگ خلق و خوی بندگی در بین برخی از مردم و مسئولین می باشیم . آری دیگر کسی – عده ای - خود را بنده ی خدا نمی داند ، بلکه بالاتر از آن خود را سرور بر مردم و پایین دستان می دانند ، ولایت فقیه را از یاد برده اند و نمی خواهند قبول کنند که این مملکت در سایه ولی فقیه بوده و خواهد بود و هم صدا با دشمنان خارجی واستعمارگران شده اند ... .
مقدمه
تاریخ شاهد خیل افرادی بوده است که از خوبان و نیکان به شمار می آمدند ، اما در فصلی از زندگی خود دچار افول و سقوط گشته و همه ی داشته های خود را به فراموشی سپرده اند . انسان هایی که اهل گذشت و بخشش بوده اند اما بعد از سقوط و دور شدن از حقایق زندگی ، پشت پا به همه چیز زده اند . کسانی که نه تنها دیگران بلکه خود آنها نیز باورشان نمی شد که این گونه واقعیت ها و ارزش ها را زیر پا لگدمال کنند .
آری، فتنه ها، بلایا و نیز امتحانات الهی، انسان را در مسیر زندگانی کوتاه و دنیوی خود می آزمایند ، تا باطن او را روشنتر از قبل کنند.
آری، اثباتی از برای او و عبرتی از برای دیگران ...
اما چه تعداد از انسان ها به سر منزل مقصود و سعادت دست می یابند و رو سفید از این منزلگه فانی خارج می گردند ؟
زبیر
اوایل اسلام
در ابتدای راه پر فراز و نشیب و ابتدای رویش نهال نو پای آخرین و کامل ترین دین حق
پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله نشسته بودند و امیرالمومنین امام علی علیه السلام و زبیر در کنار حضرت بودند .
رسول اكرم به زبیر فرمود : آیا على را دوست دارى؟
زبیر گفت : بلى یا رسول الله ، او پسر دائى من است .
حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمود : با وجود این با او به جنگ و ستیز خواهى ایستاد !
درست حدس زدید ، زبیر باورش نمی شد و گمان نمی کرد روزی مقابل علی علیه السلام بایستد .
او در سن 16 سالگی اسلام آورد . در جنگ خندق و جنگ احزاب در سنین نوجوانی جزو نیروهای شناسایی و اطلاعاتی رسول الله صلى الله علیه و آله بود و خطرات متعددی را در جمع آوری اطلاعات و شناسایی دشمن به جان می خرید .
بعد از وفات پیغمبر نیز از کسانی بود که فداکاری نمود . هنگامی که خانه ی حضرت علی علیه السلام را به آتش می کشیدند و حضرت را دست بسته برای بیعت با ابوبکر به سمت مسجد می بردند ، زبیر برای دفاع از امیر المومنین علی علیه السلام شمشیر کشید ولی از پشت ، سنگی به کمر او زدند و شمشیر از دست او بر زمین افتاد ، او را گرفته و دست هایش را بستند و به گوشه ای پرت نمودند .
آری زبیر در گذری از عمر خود جزو نیکان بود ولی در گذر زمان و در میادین امتحان شکست را به جان خرید و غرق در سراب دنیا گشت . مرحوم علامه امینی در کتاب خود - الغدیر - وقتی ثروت های باد آورده ی برخی از سران حکومت را نقل می کند ، بعد از عثمان - خلیفه سوم اهل سنت - زبیر را سومین فرد از گردن کشانی که دست به چپاول اموال عمومی و اموال مردم زده بودند می نامد .
25 سال بعد : جنگ جمل
صف آرائى سپاهیان جمل و امام علی علیه السلام در برابر یکدیگر
روز 17 جمادى الثانى سال 36 هجرى و به نقل صاحب ناسخ التواریخ در روز 19 جمادى الاولى سال 36 (2)
زبیر یکی از فرمانده های سپاه جمل ، واحدهاى مختلفه سپاه جمل را فرمان داد تا به صورت منظم به سوى سپاهیان على علیه السلام پیش روند اما آن حضرت وقتی متوجه می شود كه نزدیک است آتش جنگ شعلهور گردد ، به سپاه خود فرمان عقب نشینى می دهد كه شاید جنگ در نگیرد و كار به صلح و صفا خاتمه یابد ، عایشه نیز سپاه خود را فرمان برگشت داد و در آن روز كه اولین روز جنگ بود میان طرفین جنگى واقع نشد .
فرداى آن روز كه هر دو سپاه لباس جنگ پوشیده و مقابل هم ایستاده بودند ، على علیه السلام به تنهائى از سپاهیان خود جدا شد و بدون شمشیر و زره به سوى سپاه بصره اسب تاخت تا به صف مقدم سپاه جمل رسید و با صداى بلند زبیر را صدا زد . همه مات و مبهوت شده و نمیدانستند كه مقصود على علیه السلام از این یكه تازى چیست و با رشادت بى نظیرى كه تنها بدون شمشیر و زره به مقابل صفوف دشمن آمده است چه نظرى دارد؟
زبیر كه در كنار شتر عایشه – هودج - بود غرق در فولاد و زره شد ، ركاب بر اسب زد و در مقابل على علیه السلام ایستاد ، چون عایشه زبیر را در برابر آن حضرت دید مرگ او را حتمى دانست ، ولى ملتزمین ركاب به او گفتند خاطر جمع باش ، على به این ترتیب كسى را نمی كشد و شمشیر هم نبسته است ، حتما با زبیر كاری دارد .
زبیر چشم در چشمان على علیه السلام دوخت تا ببیند با او چكار دارد.
على علیه السلام فرمود : این چه بساطى است كه شما راه انداختهاید ؟
زبیر گفت : براى خونخواهى عثمان !
على علیه السلام فرمود : اگر راست میگوئید شما دستهاى خود را بسته و خودتان را تسلیم ورثه ی عثمان كنید مگر غیر از شما كس دیگرى محرك قتل عثمان بود؟ (3)
زبیر سكوت كرد، على علیه السلام فرمود : من آمدم كه ترا از اشتباه خارج كنم و سخنان چندى را كه پیغمبر صلى الله علیه و آله به تو فرموده و تو آنها را فراموش كردهاى به تو تذكر دهم، آنگاه فرمود اى زبیر یاد دارى كه من روزى دنبال رسول خدا صلى الله علیه و آله می گشتم و او در منزل عمرو بن عوف بود و چون بدانجا آمدم آن حضرت دست ترا در دست خود گرفته بود و به محض ورود من رسول اكرم صلى الله علیه و آله پیشدستى فرمود و به من سلام كرد ، تو گفتى اى على چرا تكبر كردى و زودتر به پیغمبر سلام نكردى؟
پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود : اى زبیر على متكبر نیست و در آینده تو با او جنگ خواهى كرد و جنگ تو ظالمانه است!
باز فرمود: یادت میآید كه روزى رسول اكرم صلى الله علیه و آله به تو فرمود آیا على را دوست دارى؟ گفتى بلى یا رسول الله او پسر دائى من است . آن حضرت فرمود با وجود این با او به جنگ و ستیز خواهى ایستاد!
على علیه السلام نظیر این سخنان را به گوش زبیر خواند و زبیر از شنیدن و یاد نمودن آنها عزم و ارادهاش سست شد و گذشتهها را به یاد آورد و دید چگونه به طمع دنیا با پسر دائى خود كه جانشین پیغمبر هم هست به جنگ برخاسته و خود را براى همیشه گرفتار غضب الهى مىنماید.! (4)
زبیر شرمنده شد و از على علیه السلام معذرت خواست عرض كرد : قول می دهم كه همین الان از سپاه بصره خارج شوم و كوچكترین دخالتى در اینكار نكنم ، على علیه السلام به طرف سپاه خود روان شد زبیر هم بهت زده و متزلزل نزد عایشه برگشت.
زبیر بدون توجه به حرف های نیش دار عایشه و پسرش ، از لشگرگاه جمل خارج شد و به وادى السباع رفت و در آنجا مهمان مردى به نام عمرو بن جرموز شد و چون به خواب رفت عمرو شمشیر بر كشید و سر زبیر را برید بدنش را زیر خاك كرد و سر را پیش على علیه السلام آورد، حضرت فرمود چرا زبیر را كشتى كار خوبى نكردهاى زیرا او مهمان تو بود و علاوه بر این از پیغمبر صلى الله علیه و آله شنیدم كه به قاتل زبیر لعنت میفرستاد و او را نفرین می كرد. (5)
نتایج سوء جنگ جمل
اثرات معنوی : این جنگ اثرات و نتایج سوئى را در بر داشت از جمله حس كینخواهى را در عرب زنده نمود و اساس اختلاف و عداوت را در آنها استوار كرد ، چرا که این جنگ میان بیست هزار نفر سپاهیان على علیه السلام و سى هزار نفر سپاه جمل بود كه تلفات سه روزه آن در حدود پانزده هزار نفر و بعضى هم آن را بالغ بر هیجده الى بیست و پنج هزار نفر نوشتهاند.
اثرات سیاسی : از اثرات سیاسى جنگ جمل این بود كه اختلافات قبلى و تفرقه مسلمین را زیادتر نمود و راه وصول معاویه را به خلافت نزدیكتر ساخت ، زیرا در طول این مدت معاویه توانست با استفاده از فرصت به جمع آورى سپاه و فریب مردم اقدام كند و شورش عایشه و طلحه و زبیر را در شام اهمیت داده و زمینه را براى مخالفت با على علیه السلام به بهانه خونخواهى عثمان آماده نماید.
نکاتی از این گذر
نکته ی بسیار مهم : علت وقوع جنگ جمل موضوع اختلاف طبقاتى مردم بود كه پس از رحلت رسول خدا صلى الله علیه و آله خلفاى وقت آن را بوجود آورده بودند و چون خلافت على علیه السلام یك نهضت انقلابى علیه روش گذشتگان و باز گردانیدن اوضاع به زمان پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله بود از اینرو گروهى مانند طلحه و زبیر كه خود را در خلافت آن حضرت از نظر موقعیت اجتماعى مانند افراد عادى مشاهده كرده و منافع مادى خود را در خطر میدیدند علیه او دست به مبارزه و شورش زدند .
خوب در این گذر ، ما چگونه در دام چنین ظلمت ها و فریب هایی نیافتیم ؟
تنها راه نجات موجود جهت فرو نرفتن در چنین چاهی ، بندگی کردن است ، بندگی خدا را فراموش نکردن و در راه آن قدم برداشتن . البته بندگی را با بصیرت و معرفت می توان به درجه اعلی و صحیح خود رساند .
نکوهش دنیا
خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید : صحنه ی زندگی دنیا را برای مردم دنیا پرست به آبی مثال بزن . آنگاه که از آسمان آن را فرو می فرستیم ، به وسیله ی آن گیاهان زمین سرسبز و درهم مخلوط می شوند ، ولی بعد از مدتی (فصل پاییز و زمستان) می خشکند و بادها آن ها را به هر سو پراکنده می کنند و خداوند بر هر چیز تواناست ؛ ( واضرب لهم مثل الحیوه الدّنیا کماء أنزلناه من السّماء فاختلط به نبات الأرض فأصبح هشیماً تذروه الرّیاح و کان الله علی کلّ شیء مقتدراً ) (6)
حضرت علی (ع) در مورد نکوهش دنیا این آیه شریفه را تلاوت می کند و می فرماید : شما را از (پرستش و علاقه به) دنیا برحذر می دارم . دنیا ظاهرش شیرین و باطراوت است و در میان شهوات غوطه ور است و به دلیل نقد بودنش جلب توجه می کند ، ولی مواهب آن اندک است ؛ در عین حال ، دل ها را به خود می کشاند ، اما سخت ناپایدار و بی وفا و در حال تغییر و زوال است ... هیچ کس از این دنیا شادمانی ندیده ، جز این که در پایانش با اشک و آه روبرو شده و هنوز که به خوشی هایش تماس نگرفته ، به ناراحتی های قهر آن مبتلا می گردد . (7)
آسیب شناسی وقایع فوق
اولین دلیل و بهانه ناکثین در جهت ایجاد فتنه و راه اندازی جنگ تقسيم عادلانه و مساوى بيت المال توسط علی علیه السلام بود و سپس خونخواهى از عثمان را هم بهانه كردند ، در حالى كه خودشان از محركان اصلى شورش بر ضد عثمان بودند.
امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرماید : به خدا سوگند ! آنان (( طلحه و زبیر و پیروانشان )) نه منکری در کارهای من سراغ دارند که برابر آن بایستند ، و نه میان من و خودشان راه انصاف پیمودند . آنها حقی را می طلبند که خود ترک کرده اند ، و انتقام خونی را می خواهند که خود ریخته اند . اگر من در ریختن این خون شریکشان بودم ، آنها نیز از آن سهمی دارند ، و اگر خودشان تنها این خون را ریخته اند ، باید از خود انتقام بگیرند . اولین مرحله ی عدالت ، آن که خود را محکوم کنند .
همانا آگاهی و حقیقت بینی ، با من همراه است ، نه حق را از خود پوشیده داشته ام و نه بر من پوشیده بود . همانا ناکثین ( اصحاب جمل ) گروهی سرکش و ستمگرند ، خشم و کینه ، و زهر عقرب ، و شبهاتی چون شب ظلمانی ، در دلهایشان وجود دارد . در حالی که حقیقت پدیدار و باطل ریشه کن شده ، و زبانش از حرکت بر ضد حق ، فرومانده است . به خدا سوگند ! حوضی برایشان پر از آب نمایم ، که تنها خود بتوانم آبش را بیرون کشم ، به گونه ای که از آب آن سیراب نگردند ، و پس از آن از هیچ گودالی آب ننوشند ! ( یعنی نقشه ای برای آنان طرح کنم که راه فرار نداشته باشند .) (8)
حال باز می گردیم به روزگار خود و حوادث گذشته
امروز ما شاهد آن هستیم که برخی از اصحاب و یاران امام خمینی (ره) در ظلمات فرو رفته و راه را از چاه تشخیص نمی دهند . آری گروهی که ادعای انقلاب و نور چشمی امام خمینی (قدس سره) را داشتند ، کنون هنجار شکنی کرده و اقدام به آشوب و نفاق در بین مردم نموده اند . آری باطن خود را نمودار ساخته و حریت خود را به فروش رسانده و افسار غرب را بر گردن آویخته و ندای روشنفکران غرب زده را دگر بار بر آسمان ایران طنین انداز نموده اند . چهره های دجال صفت خود را نمایان کرده ، با یک چشم مادی به تماشا ایستاده ، فریاد وا مصیبتا سر می دهند ، همچون فریاد وا مصیبتای ناکثین . ملت ایران چگونه تاب این رفتارهای مخالف و بادی به هر سو را بر آورند ؟ ملت ایران را در گرداب های فتنه جویانه ی خود نمی توان فریب داد ، چرا که ملت دگر بیدار شده و ماهیت های منافق گونه ی آنان بر ملا گردیده است . آری خداوند با مومنین و مستضعفان است .
حوادث اخیر من الجمله حوادث بعد از انتخابات 1388 ، روز 13 آبان 1388 و روز دانشجو که به وسیله ی برخی از کج اندیشان به آشوب کشیده شد ، پیام هایی را به دنبال خود داشت . در حوادث اخیر علاوه بر سقوط عده ای از یاران انقلاب ، شاهد بر ملا شدن چهره ی استکباری برخی از مسئولین و نیز آشکار شدن برخی از فساد ها ، رانت خواری ها ، زمین خواری ها ، و نیز دست های فرو رفته و موجود در بیت المال و بسیاری از خلاف های واقع در بین برخی از مسئولین و مدیران کشور در دولت های قبل ، موسسات و نیز برخی از آقازاده های معروف بوده ایم .
اما نکته ای که در اینجا لازم به ذکر است ، این است که :
آیا شعار عدالت خواهی و عمل به آن برای این آقایان – طلحه ها و زبیر های زمان – چنان سخت و تلخ آمده که به اتحاد با دشمنان انقلاب ، منافقین و انجمن های پادشاهی بسنده کرده و به همراه کشورهای بیگانه – آمریکا ، انگلیس ، فرانسه و ... – و نیز رژیم غاصب صهیونیستی ، تضعیف نظام را هدف قرار داده و به قداست شکنی علیه ولی فقیه اقدام نموده اند ؟
شاید علت وقوع این شورش ها وجود یك نهضت انقلابى و عدالت خواه علیه روش گذشتگان – دولت های پیش - و تقسیم عادلانه ی بیت المال در بین مستضعفین و فقیران جامعه و کوتاه کردن دست برخی از فرومایگان از بیت المال و ... باشد . از اینرو گروهى مانند طلحه و زبیر كه در این نهضت عدالتخواهانه از نظر موقعیت اجتماعى ، خود را مانند افراد عادى جامعه مشاهده می کردند و منافع مادى خود را در خطر میدیدند ، علیه این دولت دست به مبارزه و شورش زدند ... .
آری چهره دشمن و قانون شکنان امروز برای همگان روشن گردیده است .
عدهاي بايد پيش خدا جواب بدهند ، از اينكه كاري میكنند كه دشمن گستاخ تر شود .
ختم کلام
الحمدالله امروز موقعيت ايران بعد از 30 سال در عرصه بین الملل مقتدر از قبل گشته و دیگر غرب و کشورهای استعمارگر مي دانند كه ديگر با يك كشور قدرتمند و تأثیرگذار در منطقه روبرو هستند . آری كشوري كه توان عبور از چالشهای پیش رو را مقتدرانه دارا می باشد .
امروز ایران اسلامی با مدیریت و رهبری مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای و اقتدار فراتر از گذشته در مقابل تهدیدات خواهد ایستاد و از هیچ منافق و مستکبری در عالم هراس نخواهد داشت و این طرح های شوم یکی پس از دیگری چاره ای جز شکست را نخواهند یافت .
آری ، با توجه به آینده ی روشنی که از جمهوری اسلامی ایران و جهان اسلام رقم خورده است ، باز هم تلاش های دشمنان و عمال آنها چه در داخل و چه در خارج بی اثر خواهد ماند و انقلاب اسلامی با سرعت هر چه بیشتر به سمت جهانی شدن پیش خواهد رفت و در نهایت با ظهور حضرت مهدی (عج) و تأییدات الهی دین اسلام در سرتاسر جهان بر همه ادیان غالب خواهد آمد ، و بساط مادیگرایان ، شهوت پرستان و ملحدان بر چیده خواهد شد و در تمام مجامع و صوامع ندای توحید و شهادت به رسالت خاتم النبیین بلند خواهد شد .
پی نوشت :
1- امیرالمومنین امام علی (علیه السلام) غررالحکم – ح 6001
2- ناسخ احوالات امیر المؤمنین كتاب جمل ص 70
3- طلحه در روز قتل عثمان ، نقاب بر چهره زد تا او را نشناسند و چون درهای منزل عثمان را بستند تا کسی نتواند وارد خانه او شود ، طلحه مهاجمان را از خانه ی یکی از انصار که در همسایگی خانه ی عثمان قرار داشت هدایت کرد تا از آنجا وارد شوند ، و خود به طرف خانه ی عثمان تیراندازی می کرد ، و او بود که تا سه روز نگذاشت جنازه عثمان را دفن کنند ، و مانع دفن عثمان در قبرستان مسلمانان شد . حال که مردم با امام علی علیه السلام بیعت کردند ، شگفت آنکه در صف خونخواهان عثمان قرار گرفت !! (تاریخ طبری)
4- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید جلد 1 ص 202
5- منتخب التواریخ ص 178ـ ابن ابى الحدید جلد 1
6- سوره کهف – آیه 45
7- نهج البلاغه- خطبه 111
8- نهج البلاغه - خطبه 137
|