|
انتظار: كلمه اى ژرف، و معنايى ژرفتر...
انتظار: باورى شور آور، و شورى در باور...
انتظار: اميدى به نويد، و نويدى به اميد...
انتظار: خروشى در گسترش، و گسترشى در خروش...
انتظار: فجرى در حماسه، و حماسه اى در فجر...
انتظار: آفاقى در تحرك، و تحركى در آفاق...
انتظار: فلسفه اى بزرگ، و عقيده اى سترگ...
انتظار: ايمانى به مقاومت، و مقاومتى در ايمان...
انتظار: تواضعى در برابر حق، و تكبرى در برابر باطل...
انتظار: نفى ارزشهاى واهى، و تحقير شوكتهاى پوچ...
انتظار: نقض حكمها و حكومتها، و ابطال سلطه ها و حاكميتها...
انتظار: سركشى در برابر ستم و بيداد، و راهگشايى براى حكومت عدل و داد...
انتظار: دست ردّ به سينه هر چه باطل، و داغ باطله بر چهره هر چه ظلم...
انتظار: شعار پايدارى، و درفشِ عصيان و بيدارى...
انتظار: خط بطلان بر همه كفرها و نفاقها، و ظلمها و تطاولها...
انتظار: تفسيرى بر خون فجر و شفق، و دستى به سوى فلق...
انتظار: آتشفشانى در اعصار، و غريوى در آفاق...
انتظار: خونى در رگِ زندگى، و قلبى در سينه تاريخ...
انتظار: تبر ابراهيم، عصاى موسى، شمشير داود، و فريادِ محمد...
انتظار: خروش على، خون عاشورا، و جارى امامت...
انتظار: خط خونين حماسه ها، در جام زرين خورشيد...
انتظار: صلابت...
انتظار: نه...
در درون تاريكيها و سرديها، به دميدنِ سپيده دم چشم داشتن، و به اميد طلوع خورشيد زيستن؛
در تراكم هواهاى كشنده اختناقها، به وزيدن نسيمهاى حياتبخش رهايى اميد بستن، و به آرزوى پديدار گشتنِ روزهاى طلايى ارزشهاى جاويد زنده ماندن؛
در غروبهاى تاريك گونِ نوميدى بار غرق بودن، و نويدِ طلوع فجرِ شكافنده آفاق را در دل پروردن؛
در شبستان ستمهاى تيرگى آفرينِ جهانگستر گرفتار آمدن، و جان را به مژده فرا رسيدن روزهاى روزستان، تابنده ساختن؛
در جهانِ آكنده از ستم و بيداد دست و پا زدن، و از شادمانى طلوع طليعه جهانِ آكنده از داد و دادگرى سرشار بودن؛
در حضور حكومتهاى جبّآر و خوانخوار زندگى كردن، و لحظه اى سر تسليم فرود نياوردن؛
در زيرِ سيلِ خروشان تباهى و فساد قرار گرفتن، و آنى قد خم نكرن؛
در سياهيهاى دوراه ظلم و ظلمت و گناه گرفتار آمدن، و همواره منتظرِ طلوع خورشيد خونين رهايى بودن؛
در برابر كوه مشكلات زمانه قرار گرفتن، و چون كوه مقاوم بودن؛
در مسير جارى كوبنده زمان ايستادن، و آرى ها را خوار شمردن، و نه گفتن و نه گفتن؛...
شمشيرها و شهادتها را پذيرا شدن، و خطها و شهامتها را پاس داشتن؛
اين است انتظار، شعار شور آور منتظران، مُقاوِمان، پايداران، صلابت پيشگان، شيعيان، مهدى طلبانِ تاريخ،...
اين است انتظار...
|